عید سعید فطر مبارک

سلام بر همه بچه ها. عید فطر رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم از ماه رمضان کمال استفاده رو برده باشین.

ماه رمضان تمام شد. نمیدونم باید به خاطر آمدن این عید گرامی و خجسته خوشحال باشم یا به خاطر تمام شدن ماه رمضان ، ناراحت .

تولد یونس

بچه ها سلام

امروز ۵ شهریور تولد دلیر مرد سیستان ، یکی که من لازم نیست وصفش کنم چون همه خوب میشناسنش .

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو


كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم



 

تولد پویا جان

خب بچه ها امروز 4 شهریور تولد یکی از نازنین ترین ، بهترین ، باجنبه ترین ،

باحال ترین ، درس خون ترین ، دبیر جامعه اسلامی ترین و خیلی ترین های

دیگه که الان یادم نیست ، فرا رسید.


مبارک بادت این روز جهانی

که نوشیدی شراب زندگانی

بدنیا آمدی لپّت تپل بود

ولیکن معده ات همواره پر بود...

( اینم یه شعر محض خنده )

از سری خاطرات امدادگری ( خاطره شماره صفر+یک )

بچه ها اینم قسمت دوم از خاطره ای که مونده بود.
ادامه نوشته

از سری خاطرات امدادگری ( خاطره شماره صفر+یک )

سلام به همه بچه ها امروز کلاس داشتم ولی زنگ زدن گفتن استادم مریض شده و کلاس تشکیل نمیشه (از همگی درخواست میکنم واسه سلامتی استادم دعا کنن)

گفتم از این فرصت استفاده کنم و واسه وبلاگ یکی از خاطراتم رو بنویسم.

اما به علت طولانی بودن ، اون رو تو 2 قسمت تو وبلاگ میزارم و قسمت بعدیش رو وقتی نظرات حد اقل 10 تا بشه میزارم.

امیدوارم بچه ها منو از نظراتشون بی بهره نذارن .

ادامه نوشته

هر چی ...

مدتی هست که تو وبلاگ پست نذاشتم اومدم بگم که من زنده ام :D 

اومدم از همه بچه ها و مخصوصا از آقای خدامی معذرت خواهی کنم واسه اینکه پستی تو این مدت نذاشتم .

آقای خدامی راستش اگه به 24 ساعت شبانه روز ، 12 ساعت اضافه بشه اونوقت شاید بتونم هنوز کار های عادی روزانمو انجام بدم . هر کاری هم میکنم چه از خوابم میزنم و چه از هر کاری باز هم وقت کم میارم .

کاش میشد که میتونستیم در طول روز زمان رو نگه داریم . کاش روز ها 48 ساعتی بودن نه 24 ساعتی کاش...

خلاصه آقای خدامی واقعا شرمنده تو و همه بچه ها هستم که نتونستم پست بزارم.

اگه بتونم یه خاطره دیگه از امدادم رو مینویسم و تو وبلاگ میزارم.

چرا بچه ها به وبلاگ نمیان؟

آقای خدامی خیلی دلم می خواست که بچه ها تو پست هایی که میزاریم ، اونم پست هایی که کپی پیست نیست ، نظر بزارن و آدم رو راهنمایی کنند. الان من تو اون پست قبلی که گذاشتم فقط نظر ها در مورد سوالی که در ابتدا و انتها مطرح شده ، هست. در حالی که بچه ها میتونن نظر بزارن در مورد: دوست دارن از این جور مطالب دوباره گذاشته بشه ، در مورد نظرات بقیه نظر بزارن ، نحوه نوشتار ( چون نوشته خودم بود و کپی پیست نبود ) و خیلی چیز های دیگه ...

آقای خدامی شاید بعضی از بچه ها که با من صحبت کردن ، راست میگن: وبلاگ بازدید کننده نداره ، بچه ها نمیان وبلاگ سر بزنن ، بچه ها نظر نمیزارن ، بچه ها ..... نمیدونم شاید اونا راست میگن ، شاید تقصیر ماست که اصلا وبلاگی درست کردیم و واسه بچه ها مطلب میزاریم هر کاری هم میکنیم چه از صندلی داغ ، چه عکس بچگی ، چه پست های جذاب ... نه انگاری بچه های ما تو نخ این حرفا نیستن ، نه انگاری حتما یکی باید مکه یا کربلا بره که بعضی ها نظر بزارن ( اونم فقط واسه همون پست). آقای خدامی ما اصلا اشتباه می کنیم خودمون رو با بچه های برق و داروسازی و... مقایسه میکنیم.

امیدوارم شما بچه ها جواب قانع کننده ای حداقل واسه من داشته باشین.

چرا بچه ها به وبلاگ نمیان؟

از سری خاطرات امدادگری ( خاطره شماره صفر )

یک مدت آقای خدامی ازم می خواست ، خاطرات امداد گریم رو تو وبلاگ بنویسم چون باعث میشد پست ها یه مقداری از حالت کپی پیستی در بیاد منم بهش میگفتم : محمد جان نمیشه سوانح رو توصیف کرد و تو وبلاگ نوشت ، چون باعث ناراحتی بقیه میشه. دیروز یاد یکی از خاطراتی که مرتبط با امداد گریم هست ، افتادم. گفتم واستون بنویسم شاید خوشتون بیاد . امیدوارم همه نظراتشون رو بگن و من رو از راهنمایشون بی نصیب نزارن.
ادامه نوشته

مرغ یا تخم مرغ؟

محققان انگليسي پس از قرن ها كشمكش توانستند پاسخ سوال تاريخي اول مرغ وجود داشت يا تخم مرغ را پيداكنند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاري آلمان، محققان دانشگاه هاي وارويك و شفيلد انگليس سرانجام موفق شدند پاسخي براي سوال تاريخي ا ول مرغ يا تخم مرغ پيدا كنند.

تحقيقات اين دانشمندان ثابت مي كند كه در ابتدا مرغ وجود داشت و دليل اين ادعا وجود نوعي پروتئين موسوم به OVOCLEDIDIN-17 در تخم مرغ است كه تنها در بدن مرغ وجود دارد.

دكتر گالين فريمن محقق دانشگاه شفيلد درباره اين كشف جديد گفت: از مدت ها قبل تصور بر اين بود كه در ابتدا تخم مرغ وجود داشت اما تحقيقات جديد در خصوص اين پروتئين و نقش سازنده ان در شكل گيري تخم مرغ ثابت مي كند كه درابتدا مرغ وجود داشت.

محققان انگليسي در اين تحقيق از يك ابر كامپيوتر به نام HECTOR استفاده كرده و مراحل شكل گيري و تكامل تخم مرغ را زير ذره بين هاي دقيق ارزيابي كردند.

گفتني است، اين تحقيق ثابت مي كند كه پروتئين OVOCLEDIDIN-17 كه تنها در بدن مرغ وجود دارد سرعت رشد تخم مرغ را افزايش داده و باعث سفت و استخواني شدن بدنه آن مي شود

طنزي در مورد ديد مردم جامعه نسبت به زن و مرد

وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می کشه دیگه!!


    وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاک بر سرش ! بیچاره شوهرش د
لش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟

    



      

    وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!!




    وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیه…هزار ماشاا… چه تیپی داره… میمیرن واسش دخترا

    

  
      

    وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر  داره : چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش … بزا دهنم بسته باشه…

    


    وقتی یه پسر ۱۰ تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش… ولش نمی کنن که…

    



         وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامذهب عجب دست فرمونی داره…

     


    وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه…. بابا برو آشپزخونه قرمه
سبزیتو بپز!!! والااااااا

    



    وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!!

     


    شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش


مراحل جالب و دیدنی تبدیل تخم مرغ به مرغ

ادامه نوشته

یاد دبستان بخیر

 

واقعا چقدر کودکی زیباتر بود ... ( برای دیدن شعر وچند عکس دیگه به ادامه مطلب بروید )

ادامه نوشته

داستان بسيار زيبا و واقعي سرگذشت رابي

رابی یازده سال داشت که مادرش او را برای گرفتن اولین درس پیانو نزد من

آورد. رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس

او را به شاگردی پذیرفتم ...

ادامه نوشته

داستان كوتاه

ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند.

روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند.

پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!

کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!!

و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!

مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت...

کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!

معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم...

اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !

داستان کوتاه

این داستان رو یه نفر واسم فرستاد ، قشنگ بود واستون گذاشتم :

دختر و پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت


دختر:آروم تر من ميترسم


پسر:نه داره خوش ميگذره


دختر:اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه


پسر:پس بگو دوستم داري


دختر :باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر


پسر:حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)


پسر:ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟اذيتم ميکنه


و.....


روزنامه هاي روز بعد: موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت حقيقت اين بود که در اول سر پاييني پسر که سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره ... برای آخرین بار
 

کم آورده ام

رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم.


خدایا

می شود استعـــــفا دهم؟!

کم آورده ام ...!

روز مادر

 

روز مادر رو به همه مادران مهربان دنیا و همچنین همه

بانوان کلاس تبریک میگوییم

داستان سامانتا

این مطلب طنز بوده و کوتاه ،خوندنش خالی از لطف

نیست .

ادامه نوشته

دعا هايي زيبا و خواندني از جشنواره بین‌المللی دستهای کوچک دعا

 

دعاهای كوچولوهاي ايراني در سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" . این جشنواره سه سال است که در تبریز دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند.( البته این خبر قدیمی هستش ولی من گذاشتمش )

حتما تا آخرش رو بخونین پشیمون نمیشین

ادامه نوشته

تست روانشناسی جالب که توسط زیگموند فروید (پدر علم روان تحليلي) طراحی شده


فرض کنید که در خانه هستید و پنج اتفاق زیر همزمان پیش میاد.

1- تلفن زنگ میزنه

2- بچه تان گریه میکنه.

3-یکی داره در خونه رو می زنه و صداتون میکنه.

4- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و بارون میگیره .

5- شیر آب رو در آشپز خانه باز گذاشتید و آب داره سر ریز میشه.

خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کار ها رو انجام میدید، یعنی از
شماره ی 1 تا 5 رو با چه اولویتی انجام میدید؟

ترتیب انتخاب های شما نشون دهنده اولویت های ذهن شما در زندگیه

برای خوندن جوابتون به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

طالع بيني چيني

هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید!shame on you


فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!
این حدوداً 3 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه کند!! cowboy

کسی که این پیام را ارسال کرده گفت که آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!

این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!

پیام را یکجا تا پایا ن نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)


مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!

time out


(باز هم تبصره از خودم: این رو بخاطر این چندین بار تکرار کرده که آدمهای فضول ببخشید کنجکاو خودشونو کنترل کنن!!!)


خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

ادامه نوشته

یك با یك برابر نیست شعري از خسرو گلسرخي

 

ادامه نوشته

شعري از حسين پناهي

بهزیستی نوشته بود:

شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد

شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد

پدر یک گاو خرید

و من بزرگ شدم

اما هیچ کس حقیقت  مرا نشناخت

جز معلم عزیز ریاضی ام

که همیشه میگفت:

گوساله ، بتمرگ!

میز ریاست شورای صنفی

بله امروز در جلسه ای که با منتخبین شورای صنفی برگزار شده بود جناب آقای ذاکر  به

عنوان دبیر شورای صنفی خوابگاه برادران و دبیر کل شورای

صنفی دانشگاه انتخاب شدند .

بنده به خاطر این سمت آقای ذاکر به ایشان تبریک می گویم و دعا می کنم در کارشون موفق باشند. 

ایرانی های حتی در بهشت و جهنم!!!!!!!!!!!!!!

داخل وبلاگ بچه های دامپزشکی چرخ میزدم که این مطلب قشنگ رو دیدم و خوشم اومد. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد
ادامه نوشته

ماه رمضان و بعضي از بچه ها

ادامه نوشته

راهب

اتومبیل مردی كه به تنهایی سفر می كرد در نزدیكی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ »
رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر كردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای كه تا قبل از آن هرگز نشنیده بود ..

ادامه نوشته

شعر درآمد از حمید مصدق و جوابیه فروغ فرخزاد

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید ... 

ادامه نوشته

پسر بچه دبستانی

كلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج!

ادامه نوشته