نو در نو

دو روز دیگه همه چی نو میشه. سال نو میشه، لباسامون نو میشه، کفشامون نو میشه، فقط یه چیزه که قدیمی میشه، اونم دوستیمونه که به همه ی اون نو شدنا می ارزه

نو  شدن سال و قدیمی شدن دوستیمون مبارک

                    



یکی بود یکی نبود

 

یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.

هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ،  دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم .

از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته ی نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن .

و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم .

هنر نبودن دیگری !

 

مراقب قلبها باشیم

مراقب قلبها باشیم

وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردیم

پیداش که کردیم دنبال عیب هاش میگردیم

وقتی که از دست دادیمش

دنبال خاطراتش میگردیم


و باز تنهاییم

هیچ چیز ساده تر از قلب نمیشکنه

ژان پل سارتر


عید می اید

 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی‌ پوشی به کام
باده رنگين نمی ‌بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می ‌بايد تهی است

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ


شاعر : فریدون مشیری



جوک پاستوریزه

برای جلوگیری از بی رونق شدن وبلاگ در ایام تعطیلات لطف کنید مطلب کپی پیستی زیاد بزارید البته اگه وقت داشتین ها. چراغ اول رو هم خودم روشن می کنم (تو شکلکا چراغ نبود دیدم این یکی از همه به چراغ نزدیک تره

نویسنده های غیر فعال هم لطفا یه خورده فعال بشن

حالا تو ادامه ی مطلب چند تا جوک پاستوریزه ببینین 

ادامه نوشته

امتحان عملی تشریح...

 طبق بیان آقای زارع روز شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ در دو ساعت ۸-۱۰ و ۱۲-۱۴ کلاس مرور جلسات آزمایشگاه تشکیل میشه و در همین روز ساعت ۱۴-۱۶ هر دو گروه با هم امتحان میدن.

برای دیدن اسامی دو گروه یه سر به ادامه مطلب بزنین.

ادامه نوشته

خبر خبر

سلام

 دکتر ناصری برای بعد از عید روز ۴.اردیبهشت امتحان میان ترم گذاشتن و اگه نمرات خوب بشه حذفیه و در غیر این صورت حذف نمیشه.

همچنین اونایی که کلاس رفتن گفتن که استاد یه جزوه هم گذاشتن تایپ تکثیر که بریم بگیریم. ولی من رفتن چنین جزوه ای نبود. اگه کسی از جزوه گمشده اطلاعی پیدا کرد لطفا توی نظرات آدرسشو به ما هم بده.

اطلاعیه سخنرانی علمی

سخنرانی علمی پیرامون miRNA و EpiGenetics

توسط مهندس علی جواد منش عضو هیئت علمی گروه علوم دامی

امروز شنبه 89/12/21 ساعت 12 الی 13 در سالن اجتماعات دانشکده ی علوم برگزار خواهد شد

لطفا به علاقه مندان اطلاع رسانی کنید

جواب های صندلی داغ

"اگه زمانه با تو نساخت تو با زمانه بساز"

 

ادامه نوشته

بدو صندلی داغه!

بعد از خانوم قهاری این بار دومین خانومی که مهمان صندلی داغ هستن......

سرکار خانم هدی گنج آبادی

متواضع ترین و یکی از خوش خنده ترین های کلاس

صندلی داغ با 34 سوال به پایان رسید

در اولین فرصت جوابها رو در یک پست جداگانه خواهید دید


 

 

یه شعر قشنگ


ادامه نوشته

در کار خیر هیچ حاجتی به استخاره ....

سلام

 از اونجایی که خیلی از بچه های شهرستانی دارن امروز فردا میرن خونه قرار شد کلاس اکولوژی روز چهارشنبه ( ۱۸/۱۲/۸۹) تشکیل نشه و بچه ها نرن. همین جا از همه دوستان خواهش می کنم برای حفظ هماهنگی کلاس هم که شده کسی دوروبر کلاس ۱۳ روز چهارشنبه آفتابی نشه. حالا هر طور كه صلاح مي دونين.                                                   ممنون.

راستی  اونهایی که واسه کلاس عملی تشریح اسم نوشتن که روز شنبه شرکت کنن؛یادشون نره.

چهارشنبه سوزی

جهت سفارش انواع ترقه(گرگی- کاپتان بلک - میکی موز و.....) به منظور استفاده در شب چهارشنبه سوری به نماینده ی سابق کلاس جناب آقای وحید بابایی مراجه کنید.

 

 

مطلب قشنگ

مطالب قشنگ سوالی را که در پایین مشاهده می کنید یک تست روانشناسی است. متن را با دقت بخوانید. تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند: یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویاهای من است و در همان جا عاشق او می شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است؟ چند دقیقه با خود فکر کنید… . . . . . . . . . . . . . . . . و اما پاسخ: آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید آن مرد را دوباره ببیند.

تست جالب



 

 

 

 

آماده ای؟ :13:

 

 برو ادامه ی مطلب...

 

ادامه نوشته

عشق در نگاه اول

ادامه نوشته

جزوه عملیات

امروز رفتم چاپ و تکثیر دانشکده جزوه ی عملیات بگیرم دیدم فقط حدود ۴ نفر غیر از من جزوه رو تهیه کردن خواستم بگم اینجوری خیلی ضایست و دکتر جهان از دستمون شاکی میشه زودتر برین بگیرین. آدرسش روبروی ایستگاه هواشناسیه و قیمت هر جزوه هم با کارت دانشجویی ۲۰۰ تومن میشه. بشتابید! 

جلسه ی چهارم آناتومی

اسلاید های جلسه ی چهارم آناتومی تئوری دکتر سعادت فر رو از لینک زیر دانلود کنید.

ستون مهره ها vertebrae 

حجم:۷.۴۱Mb

عکس بچگی 2

جواب آقای مسعود آذرخش بود

برنده ی حدس صحیح: فرید لاهیجانی

برنده ی بخش شرکت کنندگان:نفیسه مظفری نژاد

ادامه نوشته

ورودی های 88 و اساتید راهنما....

گروه علوم دامی بعد از مدتها به این نتیجه رسیده که بیاد و دانشجویان ورودی های مختلف رو گروه بندی کنه و هر گروه زیر نظر یه استاد یه سری کارهایی انجام بدن تا اگه خدا بخواد بار علمی بچه ها بالا بره  و به دانشجویانی فعال و گروهی پویا تبدیل شیم.

                                              به امید موفقیت همگی چه اساتید و چه دانشجویان.....

ادامه نوشته

طنز کلاسی

سلام به بچه های شهید پرور و همیشه در صحنه ی علوم دامی . به افتخار خودتون یک صلوات مرتب بفرستین . خوب حالا بریم سر اصل مطلب . همون طور که بعضی از دوستان در جریان هستند من قبلا اشعاری رو در مورد کلاس و بچه های کلاس البته به طنز سروده بودم و این اشعار رو فقط برای خود اون بچه هایی که جزو شخصیت های شعرم بودن می خوندم . اما الان تصمیم گرفتم ورجن جدید این اشعار  که کمی ملاحضات تووش صورت گرفته رو توو وبلاگ بنویسم تا همه عالم و آدم بخونن . جای تذکر داره که این اشعار فقط طنزه و اسم دیگه ی طنز هم شوخیه تلخه . پس اگه دوستان توو این اشعار تلخی دیدن و ناراحت شدن به دل نگیرن و من رو به خدای خودم بسپرن و دعوا و مرافعه هم راه نندازن . اصلا بیان بزنن توو گوش من . باشه ؟ دمتون گرم . شعر ها رو هم چون زیاده توو ادامه مطلب می نویسم ...

( توضيحات مربوطه با شماره ها در آخر شعر آورده شده است )

ادامه نوشته

سیلاب اطلاعات( خوان هفتم!!!)

امیدوارم با توضیحات قبلی که دادم تونسته باشید فایل تورنت مورد نظرتونو پیدا کرده باشید. حالا هم میریم واسه خوان هفتم یعنی دانلود فایل تورنت.

ادامه نوشته

جلسه سوم آناتومی

اسلاید های جلسه ی سوم آناتومی دکتر سعادت فر هم اکنون از لینک زیر قابل دانلود هستند.

اندام حرکتی پسین 

هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 

- پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟
 

- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣٥ سنت
- پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت:
- براى من يک بستنى بياوريد.
خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
 يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود....

  

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

شعاری که مصادره کرده اند(چه چیزی بصیرت نیست؟)

این روزها ، "بصیرت" که از توصیه های بحق رهبر معظم انقلاب برای شناخت راه و چاه به شمار می رود ، توسط گروهی به کرات مورد استفاده قرار می گیرد و یا بهتر است صریح تر بگوییم مصادره به مطلوب شده است به گونه ای که هر صدای مخالف با خود را بی بصیرتی می نامند و با این پیش فرض که خود بصیرترین انسان های روزگارند ، در کوی و برزن مخالفان خود را به بصیرت دار شدن دعوت می کنند! و حال آن که خود عملاً در مسیری گام بر می دارند که خلاف منافع کلان نظام و انقلاب و مردم است.

ادامه نوشته

بعد از مدت ها صندلی داغ...

از امروز به مدت یک هفته صندلی داغ با حضور .....

با حضور سیاسی ترین چهره ی کلاس

آقای سید حسین ذاکر

در ضمن آقای ذاکر به قشنگ ترین سوالی که از ایشون بشه جایزه میدن