رازقی

رازقی پرپر شد ... باغ در چله نشست ... تو به خاک افتادی ... کمر عشق شکست ... ما نشستیم و تماشا کردیم ...

دوستان اتفاقی که روز یکشنبه برای خواهر دانشجوی هممون رخ داد دل هممون رو به در آورد و پشت هممون رو خم کرد . می خوام یه خواهشی بکنم که هم خودتون انجامش بدین هم به همه کسایی که می شناسین بگین که رعایت کنن . این اتفاق فقط و فقط و فقط یک ضرب و شتم ساده به منظور دزدی اموال این خانوم بوده نه چیز دیگه ای . خواهش می کنم از شایعه سازی یا توجه نشون دادن به شایعاتی که شنیده میشه جدا خود داری کنین و به کسایی که این شایعه ها رو نقل می کنن تذکر و توضیح بدین . این حرف ها رو شوخی نگیرین . بحث ناموس همه ی ماست . من ادعا نمی کنم ولی حرفی که می زنم همش با سند و مدرکه . تحقیق کردم و فهمیدم که جریان فقط ضرب و شتم و دزدی بوده . بیاین اگه نمی تونین مرهمی واسه دل این دختر و خانوادش باشین با این شایعه پراکنی ها لا اقل نمک روو زخمشون نپاشیم . ممنونم .

طنز کلاسی

سلام به بچه های شهید پرور و همیشه در صحنه ی علوم دامی . به افتخار خودتون یک صلوات مرتب بفرستین . خوب حالا بریم سر اصل مطلب . همون طور که بعضی از دوستان در جریان هستند من قبلا اشعاری رو در مورد کلاس و بچه های کلاس البته به طنز سروده بودم و این اشعار رو فقط برای خود اون بچه هایی که جزو شخصیت های شعرم بودن می خوندم . اما الان تصمیم گرفتم ورجن جدید این اشعار  که کمی ملاحضات تووش صورت گرفته رو توو وبلاگ بنویسم تا همه عالم و آدم بخونن . جای تذکر داره که این اشعار فقط طنزه و اسم دیگه ی طنز هم شوخیه تلخه . پس اگه دوستان توو این اشعار تلخی دیدن و ناراحت شدن به دل نگیرن و من رو به خدای خودم بسپرن و دعوا و مرافعه هم راه نندازن . اصلا بیان بزنن توو گوش من . باشه ؟ دمتون گرم . شعر ها رو هم چون زیاده توو ادامه مطلب می نویسم ...

( توضيحات مربوطه با شماره ها در آخر شعر آورده شده است )

ادامه نوشته

20 دلیل برای اینکه به مرد بودن یا زن بودن خود افتخار کنید

ادامه نوشته

بشتابید ... بشتابید !!!

سلام به بر و بچس با حال علوم دام . نترسین خبری نیست . فقط اومدم بگم که وبلاگ شخصیه خودم رو دوباره دارم راه اندازی می کنم . مطالبش ارزش خوندن رو داره . حتما سر بزنید . منتظرتون هستم ...

www.konun.blogfa.com

گفتگو با پیرمرد دوست‌داشتنی «قهوه تلخ»

همشهری جوان: در خیابان، مدرسه، دانشگاه و محل کار دیگر عادی شده. شنیدن نعره‌های چیه؟ کی بود؟ بعله و لبخندی که بلافاصله بقیه بر لب می‌زنند. این حرکات و عکس‌العمل‌ها وجه‌مشترک آنهایی است که سریال قهوه تلخ را دنبال می‌کنند؛ عامل این اشتراک هم کسی نیست به جز جواد عزتی.

گریم او در این کار خیلی سنگین است برای همین برای معرفی‌اش باید گفت او همانی است که در فیلم طلا و مس همایون اسعدیان، روحانی جوان وانت‌دار بود یا در مثل هیچ کس، محمد حسن یکی از برادرهای داداشی یا کمک خلبان کمربندها را ببندیم یا بابا بزرگ سکته‌ای خانواده طبیبیان در مرد هزار چهره. او حالا این روزها علاوه بر بازی در قهوه تلخ در تئاتر «قاتل بیرحم، هسه کارلسون» هم بازی می‌کند. با او در اتاق گریم مجموعه نمایشخانه ایرانشهر و دقایقی قبل از اجرا گپ زدیم. آخر سرهم با همان لحن معروف و محبوب گفت: «جلده؟ جلد نیست؟ جلد نیست بگیدا؟»

بخش هایی از پاسخ های عزتی در ادامه مطلب می آید:

 

ادامه نوشته

2تصویری که بادیدن آنها همیشه نماز خواهید خواند!!؟

خداوند در سوره ی حج می فرماید :

حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿۳۱﴾

در ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿۳۲﴾

حالى كه گروندگان خالص به خدا باشيد نه شريك‏گيرندگان [براى] او و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربوده‏اند يا باد او را به جايى دور افكنده است (۳۱)

اين است [فرايض خدا] و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دلهاست (۳۲)

عکس ها در ادامه مطلب
 
ادامه نوشته

پیشاپیش ،

 ۱۶ آذر

 روز دانشجو را

 خدمت تمامي دانشجويان گرامي

 تسليت عرض مي كنم

ارزاني

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟

دوره ارزانی است؟

چه شرافت ارزان!

تن عریان ارزان!

و دروغ از همه چیز ارزانتر

آبرو قیمت یک تکه نان

و چه تخفیف بزرگی خورده است

قیمت هر انسان!!!!!!!

 

»دکتر شریعتی«

تسبیح

سلام دوستان . در پی فرمایشات محمد رضا اومدم جوو وبلاگ رو لطیفش کنم . بیا اینم لطافت :

تسبيح Print E-mail

من كه تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندي
مشت بر مهره تنهايي من پيچاندي


مهر دستان تو دنبال دعايي مي گشت
بارها دور زدي ذهن مرا گرداندي


ذكرها گفتي و بر گفته خود خنديدي
از همين نغمه تاريك مرا ترساندي


بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندي


دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندي


قلب صدپاره من مهره صد دانه نبود
تو ولي گشتي و اين گمشده را لرزاندي


جمع كن: رشته ايمان دلم پاره شده ست
من كه تسبيح نبودم ،تو چرا چرخاندي؟

 

                                    نغمه رضائي

پاسخ

سلام دوستان . خوش حالم که وبلاگ داره کم کم دوباره جوون میگیره و ناراحتم که بعضی ها می خوان جوونش رو بگیرن . من میخواستم چیز دیگه ای بنویسم . اما از ترس سانسور های محمد رضا و بی جنبگی همون بعضی ها تصمیم گرفتم فقط یه شعر از فروغ بنویسم در جواب مطالب جاهلانه ای که با ادباتی جاهلانه تر نوشته میشه . اول می خوام ۲ تا توصیه به حسن پور و حسن پور ها بکنم و بعد هم شعر رو می نویسم :

۱- دوست عزیزم . آقای مهندس حسن پور . قبلا هم گفتم . باز هم می گم . سعی کن ادبیاتت رو جوری کنی که بشه بهش گفت ادبیات یک دانشجو یا حد اقل ادبیات یک مرد ۲۰ ۲۱ ساله یا کم کمش دیگه ادبیات یک انسان . جوری ننویس که تفرقه ایجاد کنی . چون اون موقعه است که ممکنه دوستات با کارای تو به یاد کارای منافق ها بی افتن .

۲-  من نمی دونم تو و هم جبهه ای هات چه اصراری دارین امام خامنه ای و امام خمینی رو برای خودتون انحصاری کنین ؟ این دو بزرگوار امام ما هم هستن و ما هم چشم امیدمون به ایشونه و فرمانبردار ایشون هستیم . پس لا اقل تو سعی نکن امام رو واسه خودتون انحصاری کنی .

اما شعر زیبای فروغ فرخزاد با نام : پاسخ

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند / گرچه به ساحل لطفش ره نبرده ایم

زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش / پنهان ز چشم خدا می نخورده ایم

پیشانی گر ز داغ مهر گناهی سیه شود / بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا

نام خدا نبردن به که زیر لب / بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع / بر رویمان ببست به شادی در بهشت

او می گشاید او که به لطف و صفای خویش / گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت

طوفان طعنه خنده ی ما را ز لب نشست / کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم

چون سینه جای گوهر یکتای راستیست / بر موج حادثه تنها نشسته ایم

این عشق که در سینه ما شعله می کشد / گر در دامن شیخ او فتاده بود

دیگر به ما که سوختیم از شراب عشق / نام گناهکاره ی رسوا نداده بود

بگذار تا بگوییند مردمان / در گوش هم حکایت عشق مدام ما

(( هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما ))

کی جرات داره با تفکیک جنسیتی مخالفت کنه ؟

کی جرات داره با تفکیک جنسیتی مخالفت کنه ؟ ها ؟ هر کی مخالفت کنه مفسد فی الرضه . بلهههههههههههه بلهههههههههههههههه . اگه می خواین بیاین توو دانشگاه تا فساد کنید و با دخترای مردم مختلط بشین برین لاس وگاس هر غلطی می خواین بکنین . این همه نابغه رفتن آب از آب تکون نخورد حالا شما که برید که کلا فرقی نمی کنه . اصلا به نظر من باید تووی خونه ها هم این طرح انجام بشه . اصلا چه معنی داره که خواهر و برادر با هم توو یه خوونه زندگی کنن ها ؟ مفسد ها . گناه کار ها . خجالت بکشین . شرم کنین . اگه وضع همین جوری ادامه پیدا کنه تسونامی میاد همتون رو نابود می کنه . حالا از ما گفتن . (( لعنت الله علی القوم المختلط ))

 

آخرین پست

سلام دوستان . من نمی خواستم توو داما دیگه پستی بذارمو بعد از این هم نمی ذارم . فقط از طریق چند تا از دوستان با خبر شدم در مورد من روو وبلاگ صحبت هایی شده . خواستم بیام و بگم با من هر کاری دارین یا نظری در مورد من دارین یا اگه می خواین سوالی در مورد من بپرسیدذ بیاین روو وبلاگ خودم . چون داما رو چک نمی کنم . اینم آدرسش :

www.konun.blogfa.com

ممنون میشم اگه بهم سر بزنین . منتظرتون هستم . خاک پای همتون . فرید

صندلی داغ ...

سلام نفر بعدی که قراره روی صندلی داغ بشینه منم

 

آیا می دانید عاشق شدن یک فرایند شیمیایی است !!! ؟؟؟

مطلب جالبیه . حتما بخونینش ...

ادامه نوشته

شوخی  ( قسمت دوم )

سلام به بچه های گل علوم دام . واقعا متشکرم از این همه جنبه و بلندی طبع که این اجازه رو به من دادین تا با همتون شوخی کنم . واقعا انتظار همچین برخورد خوبی رو نداشتم . این برخورد باعث شد تمام حرفایی که پشت سر کلاس و از بیجنبگی بچه های ما زده بشه به فراموشی سپرده بشه . حالا می خوام به درخواست یک عده از دوستان با اون تعداد از بچه هایی که توو قسمت اول باهاشون شوخی نکرده بودم هم شوخی کنم . بازم می گم که این فقط یک شوخیه و من قصد بی احترامی به هیچ کس رو ندارم ...

ادامه نوشته

شوخي ( قسمت اول )

با سلام خدمت همه دوستان و هم كلاسي هاي محترم . بعد از مدت ها تصميم گرفتم دوباره روي داما مطلب بنويسم . اين مطلب يك طنز كلاسي و تووش من به همكاري جواد با بچه هاي كلاس شوخي كرديم . همين جا اعلام مي كنم به هيچ وجه قصد توهين به هيچ كسي رو ندارم و و فقط مي خوام دور هم يه كم شاد بشيم . لطفا به خاطر جملات اين پست به من نتوپيد و با هم ديگه دعوا نگيريد . باز هم تاكيد مي كنم قصد بي احترامي به كسي رو ندارم و اين فقط يه شوخيه ...

ادامه نوشته

دو شعر کوتاه

غفلت

نمی دانم چرا چشمهای دل هامان بسته است

نمی دانم چرا فکر هامان آلوده و خسته است

نمی دانم چند وقت است آب ماهی ها را ، خاك گلدان ها را عوض نكرده ايم

نمي دانم چند وقت است به شكوفه ها خيره نگاه نكرده ايم

 

ترديد

وقتي سيگارم هم از دود خودش سرفه اش مي گيرد

نمي دانم ...

كدامين درد را ديگر آيا تسكيني خواهد بود ؟