تولد

زیباترین چشم انداز تندیس نگاه توست

و قشنگترین لحظه لحظه روییدن توست

سالروز تولدت را با تقدیم یک سبد گل تبریک میگوییم . . .

امروز 5 فروردین تولد همکلاسی خوبمون خانم میترا مزینانی بود. همراه با تبریک سال جدید از طرف همه این روز رو بهشون تبریک می گم و بهترین ها رو تو زندگی براشون آرزو می کنم.

 

تولد

اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم

اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم

اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم

اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم

ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

تولدت مبارک


امروز 11بهمن سالروز تولد دوست خوبمون خانم سعیده حسینی است و بنده به نیابت از همه این روز رو بهشون تبریک میگم با آرزوی بهترین ها....

تولد

می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم 

اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست 

تولدت مبارک 

 

خوب اینم آخرین تولد آذرماه که متعلق به دوست خوبمون خانم عالیه حریرسازه.من از طرف همه براش بهترین آرزو ها رو میکنم و امیدوارم زندگی ای سرشار از موفقیت و سلامتی و خوشبختی داشته باشه.

اگر دعایتان به اجابت نرسید مواظب این سه حالت باشید

اول : آن که مایوس نشوی از رحمت خدا،زیرا به اجابت نرسیدن دعا ممکن است به سبب گناهان تو باشد که مانع اجابت است پس در صدد رفع آن به توبه و تعذیب نفس برآی.

دوم : ترک دعا نکن.

سوم : راضی باش به تقدیر الهی تا همان رضای تو باعث اجابت دعایت بشود.

امام حسن (ع) می فرماید : من ضامنم از برای کسی که در قلب او چیزی خطور نکند بجز رضا و خشنودی به قضای خدا این که دعا کند پس مستجاب شود.

 

توجه توجه : اطلاعیه

دومين دوره آموزشي - تخصصي تغذیه و جیره نویسی گاوهای شیری  (آشنایی و کار با نرم افزارهای جیره نویسی )

 

استاد : آقای مهندس دلاور ( دانشجوی دکترای تغذیه نشخوارکنندگان دانشگاه فردوسی مشهد )

زمان :   سه شنبه  28/8/1390

مدت :   10 جلسه

مکان :   سالن اجتماعات اتحادیه گاوداران خراسان رضوی

مدارک ثبت نام :  کپی کارت ملی کپی مدرک تحصیلی 2 قطعه عکس 4*3 - کپی کارت عضویت سازمان نظام مهندسی یا انجمن متخصصین علوم دامی استان

وجه ثبت نام : مبلغ 800,000 ریال

*****

به پذیرفته شدگان آزمون پایانی دوره،گواهینامه ای از طرف سازمان نظام مهندسی کشاورزی و اتحادیه گاوداران استان اهداء خواهد شد ( در صورتی که عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی باشند)

متقاضیان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام طی ساعات اداری با کمیته فنی اتحادیه تماس حاصل نمایند .

مشهد بلوار امامت نبش امامت 14- پلاک 2- طبقه دوم اتحادیه گاوداران خراسان رضوی کمیته فنی

تلفن : 6040952            6041043       6045632     6049908

تولد

اول از همه باید از دوست و همکلاسی خوبم عذرخواهی کنم که پیام تبریکمون باتاخیر خدمتشون ابلاغ میشه.امیدوارم پذیرای عذرخواهی بنده باشن.



http://www.happybirthday11.com/wp-content/uploads/2011/07/happy-birthday111.gif


هر روز برایت رویایی باشد در دست
نه دوردست
عشقی باشد در دل
نه در سر
و دلیلی باشد برای زندگی
نه روز مره گی


تولدت مبارک


خوب همه میدونن که تولد دوست و یکی همکلاسی های خوبمون خانم ثریا آیت اللهی دیروز 16 آبان ماه بوده(بنا به فرموده آقای حسنپور و روایت ایشون 19 آبان) پس من به نیابت از همه بهشون تولد (فکر کنم 21 سالگی)شونو تبریک میگم وبراشون بهترین آرزوها رو میکنم.

 

داستان کوتاه

(مسافر)

کوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ که‌ دنبال‌ خدا بگردد و گفت: تا کوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.

نهالی‌ رنجور و کوچک‌ کنار راه‌ایستاده‌ بود، مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ کنار جاده‌بودن‌ و نرفتن؛ درخت‌ زیرلب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ که‌ بروی‌ وبی‌رهاورد برگردی. کاش‌ می‌دانستی‌ آنچه‌ در جست‌وجوی‌ آنی، همین‌جاست...

مسافر رفت‌ و گفت: یک‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ می‌داند، پاهایش‌ در گِل‌ است، او هیچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد یافت.
و نشنید که‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز کرده‌ام‌ و سفرم‌ را کسی‌ نخواهد دید؛ جز آن‌ که‌ باید.

مسافر رفت‌ و کوله‌اش‌ سنگین‌ بود. هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پیچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ کرده‌ بود... به‌ ابتدای‌ جاده‌ رسید. جاده‌ای‌ که‌ روزی‌ از آن‌ آغاز کرده‌ بود.

درختی‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده‌ بود. زیر سایه‌اش‌ نشست‌ تا لختی‌ بیاساید. مسافر درخت‌ را به‌ یاد نیاورد. اما درخت‌ او را می‌شناخت.

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در کوله‌ات‌ چه‌ داری، مرا هم‌ میهمان‌ کن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، کوله‌ام‌ خالی‌ است‌ و هیچ‌ چیز ندارم.

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتی‌ هیچ‌ چیز نداری، همه‌ چیز داری. اما آن‌ روز که‌ می‌رفتی، در کوله‌ات‌ همه‌ چیز داشتی، غرور کمترینش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در کوله‌ات‌ جا برای‌ خدا هست و قدری‌ از حقیقت‌ را در کوله‌ مسافر ریخت...

دست‌های‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هایش‌ از حیرت‌ درخشید و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ وپیدا نکردم‌ و تو نرفته‌ای، این‌ همه‌ یافتی!

درخت‌ گفت: زیرا تو در جاده‌ رفتی‌ و من‌ در خودم، و پیمودن‌ خود، دشوارتر از پیمودن‌ جاده‌هاست...

تولد

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست ……

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد




بچه ها امروز 18 مرداد تولد همکلاسی هممون ،دختر دایی گلم و بهترین دوستم خانم

هدی گنج آبادی ه. خوب بازم  من پیک خوش خبری و تبریک گو شدم پس از طرف همتون تولدشو بهش تبریک میگم.

  عزیز دلم تولدت را تبریک می گوییم و دعا می کنیم مزرعه ی زندگی ات همواره پر از محصول موفقیت و بردباری باشد

کدام لیلی راانتخاب می کنید؟؟


خدا گفت : ليلي يك ماجراست ، ماجرايي آكنده از من ، ماجرايي كه بايد بسازيش
شيطان گفت : يك اتفاق است ، بنشين تا بيفتد . آنان كه حرف شيطان را باور كردند . نشستند و ليلي هيچ‌گاه اتفاق نيفتاد . مجنون اما بلند شد، رفت تا ليلي را بسازد .
خدا گفت : ليلي درد است ، درد زادني نو ، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت : آسودگي است ، خيالي‌ست خوش .
خدا گفت : ليلي رفتن است . عبور است و رد شدن .
شيطان گفت : ماندن است ، فرو رفتنِ در خود .
خدا گفت : ليلي جست‌وجو است ، ليلي نرسيدن است . نداشتن و بخشيدن .
شيطان گفت : خواستن است ، گرفتن و تملك .
خدا گفت : ليلي سخت است ، دير است و دور از دست .
شيطان گفت : ساده است ، همين‌‌ جايي و دم دست . و دنيا پر شد از ليلي‌هاي زود ، ليلي‌هاي ساده اين‌جايي ، ليلي‌هاي نزديك لحظه‌اي .
خدا گفت : ليلي زندگي‌ست . زيستني از نو
عي ديگر.
ليلي جاودانگي شد و شيطان ديگر نبود .
مجنون زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي‌دانست كه ليلي تا ابد طول می کشد

تولد

دوست عزیزمان

به یمن آمدنت هزاران ستاره در آسمان دلمان خندید

تنها برای تو که، اولین و آخرین حکایت بی انتهای دوستی هستی

مینویسیم که به یادت هستیم

و هزاران شاخه گل مریم را در روز تولدت تقدیمت میکنیم

تولدت مبارک

 


سلام فردا 10 مرداد تولد دوست خوبمون نفیسه رحمانیان ه. من اینجا از طرف همه بهش تبریک میگم و بهترینها

(قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی )رو براش آرزو میکنم.

نظرتون چیه؟؟

نظر شما درمورد...

دلخوش از آنیم که حج میرویم

غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم

او که همینجاست کجا میرویم

کعبه دل جزبه دل پاک نیست

شستن غم ازدل غمناک نیست

چیه؟؟


قصد خاصی ندارم ولی این چند وقته خیلی دلم میخواست جای آقای حسن پور مکه بودم درعین حالی که میدونم ایشون همکلاسی هاشونو فراموش نمیکنن و نایب الزیاره همه هستن اما با دیدن این مطلب یکم دلم آرو م گرفت که از اینجا هم میشه خدارو صدا زد وکعبه واقعی دل آدمه البته اونجا ی چیز دیگه ست!!ولی این شعر حرفاش بیشتر از اینی که من گفتمه!!!!

خدایا کمکم کن بتونم...

خدایا

بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم

هرکجا آزادگی هست ببخشایم

وهر کجا غم هست شادی نثار کنم

الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم

بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم

زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم

و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

هستند چنین آدم هایی....

شگفت انگیز ترین آدمها ، در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم.

اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم.

باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند.

ما همیشه عاشق این آدمها هستیم.

هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند.

اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم.

شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

اما هستند چنین آدم هایی......

یادمان باشد......!!!!

یادمان باشد که...

 

همیشه ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"

 

 کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"

 

 قدری احساسات پشت "به من چه اصلا"

 

 مقداری خرد پشت "چه میدونم"

 

 واندکی درد پشت "اشکالی نداره"

 

   وجود دارد...

عید مبعث


عید مبعث رسول الله محمدمصطفی(ص)

 

برهمگی مبارک

ادامه نوشته

خدا!!!

امروز صبح که ازخواب بيدارشدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز درزندگي ات افتاد،از من تشکر کني!!! اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي. وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي….
فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي: سلام!!!
اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي!
تمام روز با صبوري منتظر بودم.با آن همه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را به سوي من خم نکردي .
تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...
باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آن که به اعضاي خانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي وفوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.
احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام.
من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.
حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.
خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي.
آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟
اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روزخوبي داشته باشي...
دوست و دوستدارت: خدا

برگرفته از وبلاگ بچه های دامپزشکی87

تقدیم به نرگس عزیزم

                                                                                                                                                                                                                                                                       هوالرئوف

سرد نیست اما  غنچه ای زمستانی در میان بهاران روییده است.

در میان کوچه باغ های نیشابور،

نه فقط برای اینکه روییده باشد، برای اینکه یک تکه مهربانی به دنیا اضافه شود.

برای اینکه کلاس کوچک ما ، یک سايبان داشته باشد.... یک  سرو استوار.

برای اینکه اخم های گره خورده ای لبخند شود و قهری تبدیل به آشتی.

یک دسته گل نرگس نو روییده در گلدانی خاكي.

بار خواهد داد.... باغ سیب چشم هایش ....بار خواهد داد.

                                                                                                                                                                                                                                                                                          بچه های علوم دام 88

سلسله کلاسهای کارآفرینی در دامپزشکی

دوستان جلسه دوم کلاس های کارآفرینی فردا یکشنبه 90/2/25 در

دانشکده دامپزشکی ساعت 12 تا 14 برگزار میشه،در ضمن موضوع

مورد بحث فردا پیرامون پرورش شترمرغ وتوجیهات اقتصادی اون

هست که توسط جناب آقای مهندس بهارلو وآقای زمانی ارائه میشه


لازم میدونم یکسری توضیحات بدم در این کلاسها گواهینامه هایی به هدف حضور شما در این کلاسا ارائه میشه پس حضورتون در کلاسها خالی از لطف نیست ضمن اینکه شرکت در این کلاسا کاملا رایگان می باشد

خبر....خبر

همکلاسیان گرامی چهارشنبه مورخ 90/2/21 ساعت 12 الی 14 دانشکده دامپزشکی کارگاهی جهت آشنایی دانشجویان با ورمی کمپوست تشکیل میده از دوستانی که مایلند در این رابطه اطلاعاتی به دست بیارن دعوت میکنم در این جلسه حضور داشته باشند.


مناجات

خدایا دوستت دارم...
ادامه نوشته

هر چیزی یه حکمتی داره.........

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک
ادامه نوشته

مطمئن باش،حرفهایت هرچند تکراری باشد یکی هست که به حرفهایت گوش دهد.آن کسی نیست جز خدا.....


ادامه نوشته