جواب های صندلی داغ
1.به عنوان اولین سوال
از وضعیت و جایگاهی که الان در اون قرار دارین راضی هستین؟
آره راضیم
2.خيلي قشنگ خودتونو معرفي كنين بدون اينكه چيزي كم بذارين!
18 مرداد 1369 به دنیا اومدم.متولد مشهد و ساکن همین شهرم.کلاس اول دبستان گریه می کردم واسه همین سال بعد رفتم مدرسه (یعنی یه سال دیرتر).سال اول کنکور با رتبه 8156 قبول شدم و وارد دانشگاه شدم، به شدت علاقمند به رشته پزشکی بودم ولی قسمت نشد دیگه......اما الان علوم دامی رو هم دوست دارم یا شاید بهش عادت کردم(اگر زمانه با تو نساخت تو با زمانه بساز)
3. چن تا بچه ايد؟ شما بچه ي چندمين؟
4تا بچه ایم(3تا پسر یه دونه دختر)،بچه آخرم
4. چي شد علوم دامی رو زدين؟
طبق رتبه ای که داشتم آقای مشاور واسم انتخاب رشته کردن
5. رشته دبيرستانتون؟ اسم دبيرستانتون؟
رشته تجربی،دبیرستان فرهوشان
6.اهل چه جور خلافي هستين؟
هیچ جور خلافی انجام نمی دم
7.اگه خدا بهتون اجازه بده يك گناهو انجام بدين اون چيه؟
شاید یه کم کمتر نماز می خوندم مثلاً به جای روزی 5 مرتبه روزی یکی دو مرتبه
8.بزرگترين سوتي زندگيتون چي بود؟
یادم نمیاد
9.نظرتون درباره اينها چيه:
خانم مزینانی:شاد و دوست داشتنی
خانم گرشاسبی:جدی اما مهربون
خانم مظفری:ساده و با صداقت
دکتروکیلی:من اصلا موندم خدا این آدمو واسه چی خلق کرده!!!!؟
بروبچ علوم دامی:همشون خوبن(البته منظورم ورودی های88)
10.بهترين دوستتون تو دانشكده؟
دوستای خوب زیاد دارم که از نظر من هم سطحن و نمی تونم از بینشون بهترین رو انتخاب کنم
11.دوست داشتين اهل كجا ميبودين و كجا زندگي ميكردين؟
حالا که مشهد به دنیا اومدم و اینجا زندگی کردم دوست ندارم جای دیگه ای بودم همین جا رو دوست دارم ولی شهرای بهتر از مشهدم زیاد هست
12.انتخابات شركت كردين؟به كي راي دادین یا می دادین؟
نه، شرکت نکردم.اگه رای خاصی داشتم مسلماً شرکت می کردم.
13.از بين بچه هاي علوم دامی88جواب بدين:
با ادب ترين:آقای بابایی،آقای نمازی
بي ادب ترين:نداریم
پررو ترين:نداریم
با جنبه ترين:تمام بچه های علوم دامی88
بي جنبه ترين:نداریم
كم رو ترين:خانم اعلمی،آقای خدامی،آقای کاظمی
مهربون ترين:خانم حسینی،آقای حسن پور
بد جنس ترين:نمی دونم
زبل ترين:نمی دونم
14.یک جمله در مورد کلاسمون بگين
بهترین کلاس دانشگاه فردوسی
15.اگه ميتونستين يك نفر رو تو دنيا بكشين اون كي بود؟
من هیچ وقت از هیچ کس کینه ای به دل نداشتم وندارم که دوست داشته باشم بکشمش.
16.از كدوم غذا خوشتون مياد و از كدوما بدتون مياد؟
قورمه سبزی رو خیلی دوست دارم ولی هیچ غذایی نیست که ازش بدم بیاد
17.دوستاتو نزديكانتون شما رو به چي ميشناسن؟
به ساکتی
18.تكيه كلامتون چيه؟
فکر نمی کنم تکیه کلام خاصی داشته باشم چون تا حالا کسی نگفته
19.يه خرده درباره خصوصيات اخلاقيتون بگين. وقتي قاط ميزنين چيكار ميكنين؟
اصلاً اهل سروصدا کردن نیستم،معمولاً صبر می کنم و سکوت.اگرم به قول شما قاط بزنم که گریه می کنم.
20.فكر كنين قراره شما رو هم بنشونن روي يك مبل راحتي كه يك منظره روبه روشه!و چند ساعت هم ولتون كنن. تو اون لحظات به چي ميفكرين؟
به گذشته و حال و آینده
21.اگه مبل 2 نفره بشه كي رو ميخواين بغلتون نشسته باشه؟
کسی که حرف زدن با اون بهتر از تنهایی و تفکر باشه
22.چه نسبتی با خانم مظفری دارین؟
نفیسه دختر عمه ی من میشه
23.چرا این قدر با هم تو کلاس صحبت می کنید؟
چون دیگه فرصت نمیشه!!!
24.چرا همیشه شما دو نفر ته کلاس میشینید؟؟
چون از دید استاد دورتره،ولی من که یه مدته جلو می شینم دیگه.نمی شینم؟
25.تا حالا چند نفر رو ضايع كردين؟ اونها هم شما رو ضايع كردن ؟ كي و كجا؟
من اصولاً کسی رو ضایع نمی کنم.در مقابل،بازتاب رفتارمم اینه که کسی منو ضایع نمی کنه
26.يك سوال كه اجازه داشتم بپرسم ولي نپرسيدم چي بود؟
از نظر من همه اجازه داشتن هر سوالی که دوست داشتن بپرسن،من که نمی دونم تو ذهن شما چه سوالایی هست ولی اگه بازم سوالی دارید که تعارف کردید و نپرسیدید چون مهلت سوال پرسیدن صندلی داغ تموم شده حضوراً بپرسید تا جواب بدم
27.اگه یکی از پسرای کلاس بمیره بیستر ناراحت میشین یا یکی از خانوما؟
خدا نکنه،اما بستگی داره کی بمیره؟پسر و دخترش فرقی نمی کنه.
28.با حوادث ناگوار چجوری برخورد می کنین و چه نظری نسبت بهشون دارین؟
مثلا همین تصادف اخیرتون وقتی یاد اون حادثه میفتین ناراحت میشین یا اینکه بهش میخندین؟
در9/99% اوقات گریه می کنم،اما تصادف به نظرم حادثه ناگوار نیست،با نمک بود،خوش گذشت،هر موقع هم که فکرشو می کنم خندم می گیره( بعداً جزء خاطرات شیرین دوران دانشجوییم می شه )
29.با خانوم مظفری قرار گذاشتین هردو بیاین دام فردوسی یا اینکه تصادفی شد؟
اگه تصادفی نبوده شما بخاطر خانوم مظفری این رشته رو زدین یا خانوم مظفری بخاطر شما؟
نه کاملاً تصادفی بوده.
30.اولین آهنگ محسن نامجویی که شنیدین چی بود ؟ کودوم آهنگشرو بیشتر دوست دارین ؟ چرا محسن نامجو گوش میدین ؟ چرا دختر دایی نفیسه شدین آخه ؟ چرا ؟
اولین آهنگ بیابان –مرغ شیدا رو خیلی دوست دارم-چون از مفهوم شعراش و سبک خوندنش خوشم میاد-چون بابام با مامان نفیسه خواهر و برادر بودن
31.تو دوران بچگی شده بود که یه چیزی بخواین مامان باباتون براتون نخرن بعد شما بزنین زیر گریه؟
یادم نمیاد
32.تا حالا عاشق شدین؟
نه
33.چرا توی کلاس اینقدر ساکتید؟
اهل بحث جمعی نیستم و تابع جمعم به خاطر همین سکوت رو ترجیح میدم
34. به عنوان آخرین سوال
امیدوارم راستشو بگین
شما سما نبودین؟
نه نبودم و اطمینان داشته باشین که راستشو گفتم
جا داره از طرف خودم و بچه هایی که سوال پرسیدن از خانم گنج ابادی بخاطر وقتی که گذاشتن و حوصله ای که به خرج دادن تشکر کنم.