راستش رو بخواین نمیدونم چه جوری و از کجا شروع کنم،حرف انقدر زیاده که آدم سرش گیج میره.

من یکی از دانشجویان این سرزمین پهناور هستم و کل حرف برای گفتن دارم.گله دارم،گله از اینکه آنقدر دغدغه های من زیاده که نمیتونم کار دیگه ای بکنم.گفتم دغدغه شاید با خودتون بگین دانشجو دیگه چه دغدغه ای داره.پس بذارین براتون تعریف کنم.قبل از اینکه وارد دانشگاه شم و همچنین ترم های اول  با خودمم گفتم الان وضعیتم خیلی خوبه مدرک رو که گرفتم بعدش میرم سر کار و پول جمع میکنم دیگه از بپدرم پول نمیگیرم و خانواده تشکیل میدمو از این تخیلات شیرین!!!ولی ترمای بالاتر که اومدم دیدم نخیر از این خبرا نیست و اون هنوز تو باغ نبودم(که ای کاش هنوز تو اون زمان بودم و دغدغه ای نداشتم) و  مصداق این ضرب المثل بودم:شتر در خواب بیند پنبه دانه.متوجه شدم بنده خدا کار کجاست کار شناسی ارشد ها هنوز بیکارن تو که هنوز کارشناسی هستی.فعلا ارشدتو بخون تا بعد!!!تازه اونم اگه حالا  آشنا داشته باشی با پارتی بازی میری سره کارگفتم پارتی بازی.گفتم پارتی به این فکر میکنم تو این دوره و زمونه فقط باید اینور و اونور آشنا داشته باشی تا کارت راه بیوفته.حالا گیریم کار گیرت بیاد تازه میرسیم به بعدی:سربازی!!!

گفتم سربازی یاده این جمله از دکتر عباسی در یکی از سخنرانی هاشون افتادم:«تبعات منفی سربازی مثل تبعات اجتماعی(از جمله افزایش سن ازدواج،افزایش فساد جنسی و .....)،تبعات سیاسی(لشگر بیکار و......)،تبعات فرهنگی و.........خیلی خیلی بیشتر از تبعات مثبش  هست....تو مملکتی که 9 میلیون بسیجی داره در زمان جنگ اگه یک نهم بسیجیا بیان می تونن نیرو های ناتو رو شکست بدن».واقعا معضل بسیاری از جوونای ما هست در هر صورت باید بریم گفتن ما هم فایده نداره.

عجب فیلمی شده این زندگی ما، شده هفت خان رستم که همینجوری پشت سر هم یکی پس از دیگری میاد.یه شب تنها تو خوابگاه نشسته بودم داشتم حساب میکردم که خوب من الان 19 سالمه 4 سال کارشناسی میشم 22 سال،2سال هم  طول میکشه ارشد رو تموم کنی میشه 24 سالم و به سلامتی 2 سال هم سربازی 26 سال.تازه اگه نخوای دکتری بگیری و یا اینکه همون ارشد رو  سر موقع تموم کنی که با این سیستم آموزشی به سختی میشه این کارو کرد.یک جوون 26 ساله نه کار داره،نه پول داره،هنوز دستش تو جیب پدر بنده خداشه و نه ازدواج کرده وبسیاری از مشکلات دیگه روبروشه در حالی ما افراد زیادی رو در جامعه داریم که سنشون بیشتر از این حرفاست که سنشون بیشتر از این حرفاست و این مشکلاتو دارن.

در ضمن این نکته رو هم یادآور شم که پدر و خانواده بنده پولدار نیستن و از طبقه شریف متوسط جامعه هستیم.یک خانواده معمولی(بیشتر از این راجع به مشکلات زیاد خانواده ام توضیح ندم بهتره).

تازه با این اوضاع بد اقتصادی و این گرونی ها بعد از این که بعد از مدت زیادی جستجو رفتیم سر کار باید حداقل 2 الی 3 سال پول جمع کنیم  تا شاید بتونه ازدواج کنیم.حالا جوون  تو این سن و سال مثل سال های قبلی عمرش تحت انواع فشار های روحی و جسمی هست.

 

به خدا قسم فساد در میان جوونا ما داره خیلی زیاد میشه و دلیلش اینه که این جوونا از نظر اقتصادی نمیتونن خودشونو جمع کنن چه برسه بخوان تو این وضع بسیار بد  ازدواج بکنن.جوونایی مثل من دارن افسردگی اقتصادی میگیرن. واقعا نمیدونم مسئولین دارن چی کار میکنن اگه نمیتونین مدیریت کنین برید کنار شخص بهتری بیاد سرکار.جالبه در همه حال هشدار میدن که مردم آمار ازدواج پایین اومده و توصیه میکنند که ازدواج کنید.به قرآن قسم که شما پیش خدای متعال مسئولید،روز قیامت باید جواب بدید.خدا رو شکر جدیدا تو خبرا دیدم که بعضی بانک ها دیگه وام ازدواج هم نمیدن، هر دم از این باغ بری میرسد.کلا اقایون و جوانان عزیز این ها مشکل خودتونه یه جوری خودتون باید حلش کنید!!!گاهی اوقات وقتی به این همه مشکل فکر میکنم خندم میگیره.اینا فقط مشکل من نیست،مشکل بسیاری از جوانان  دیگه هم هست.

شاید بعضی ها با خودشون فکر میکنن که این آدم چقدر به فکر مادیاته ولی به والله اینطوری نیست.اینها مقدمات و ملزومات اولیه زنئگی هر شخصه که باید اونا رو داشته باشه.پیامبر(ص)می فرمایند:اگر فقر از دری وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود.این امکانات مقدمات لازم برای هر فرد می باشد که با فکر آزادتری به کار های مهمتری که برای آن خلق شدیم بپردازیم.ببخشید که سرتونو درد آوردم.این مشکلاتی که بیان کردم مانند قطره ای از دریا مشکلات جوانان ما هست.به هر حال گفتنی ها زیاده ولی کو گوش شنوا............

به قول شاعر که می فرماید:

  صد بار لب گشودم و بیرون نریختم

                                                                                     اون ها که موج میزند از سینه تا لبم

و عرایضم رو با این دعا تمام میکنم:اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین