با سلام خدمت همه دوستان

سال گذشته برج 5 یا 6 بود که برا پیگیری مقالم تو مجله علوم دامی دانشگاه فردوسی با وبلاگ دوستانم در این دانشگاه برخوردم. برام جالب بود و خیلی دوست داشتم تو این وبلاگ بنویسم اوائل بیشتر وقت میکردم ولی حالا کمتر.

اما الان میخوام در مورد مسئله که از نظر من مهمه با شما عزیزان صحبت کنم.

علوم دامی از رشته هایی هست که علاقه حرف اول رو میزنه و  اگه این فاکتور نباشه ...

الان خیلی از شما لیسانس رو فارغ التحصیل شدین و شاید هم در مقطع کارشناسی ارشد هستین. دیگه همتون مهندسین و شاید نصیحت کردن من براتون مشمئز کننده باشه ولی خواستم براتون توصیه ای داشته باشم . وضعیت جامعه ما دیگه آدمایی رو که هنوز تکلیفشون با خودشون مشخص نیست رو تحمل نمیکنه یا باید به عنوان کارشناس این رشته باشین یا کلا برین کنار تا شاید در فضایی جدا از مدرک تحصیلیتون ادامه بدین. اگه کارشناس این رشته باشین هرچه زودتر خودتون رو تو یه فارم جا کنین به هر صورت که شد مجانی کار کنین کارآموزی برین به هر صورتی که خودتون میدونین. بعد مدتی میبینین که به جایی رسیدین که دیگه بهتون نیاز دارن.

چند ماه بعد از اتمام درسم تو مقطع ارشد منتظر معجزه بودم تا کاری برام پیدا بشه!!! ولی مشخصه که نشد چون نه مدیرکلی نه وزیری نه استانداری  اصلا هیچی تو فک و فامیل نداشتیم. دیگه به جایی رسیدم که از کارشناس شب فارم مادر شروع کردم بعد یه ماه شدم روزکار و بعد یه سال در موقعیت مناسبی در این حرفه بودم و پشیمون از اینکه چرا اون چند ماه هدر رفت. الانم 6 ماهیه که مسئول فیدینگ یه گاوداری 6000 راسی هستم و در حال ثابت کردن خودم. دوستان شاید باورتون نشه الان یکی از دوستام تو همین فارم سال دوم دکترای اصلاح و ژنتیک علوم تحقیقات هستش ولی داره تو فارم تو بخش تولید مثل خیلی معمولی کار میکنه. لپ مطلب اینکه شروع کنین از هرجا از یه کار پیش و پا افتاده فقط شروع کنین چون در غیر این صورت قافیه رو باختین

به امید اینکه همتون روزی از موفقیتهای بزرگتون تو همین وبلاگ با خبرمون کنین

خداوند پشت و پناه دل خستگی هاتان