سلام

خدمت تمام همکلاسیهای عزیز و خواهر و برادر های گلم.نمدونم قضیه چیه؟؟؟خدایی من تقصیری ندارم.اخه چند وقته همه بهم سرکوفت میزنن که چرا این قد میری مکه.مکه برای تو شده مثه شاندیز؟؟؟؟تو که همین چند ماه قبل حج بودی و این حرفا.ولی به جان خودم این چند باری که خدا قسمت کرده رفتم حج.همه چی قانونی بوده وپارتی بازی در کار نبوده .اسممونو نوشتیم دیگه حالا یا خدا ما رو دوس داشته که این موردو زیاد مطمئن نیستم. یا هم هی مارو به خونه اش دعوت میکنه تا سر عقل بیایم ولی انگار نه انگارحالا بیخیال دیگه(همینی که هست)در کل یه باره دیگه توفیقی شد و این بار به صورت دانشجویی به خونه خدا دعوت شدیم.منم چون نمتونستم همه ی شما رو حضوری ببینم.از محمد رضا عزیز (بوس بوس)خواهش کردم این پست رو بزاره تا اون عده ی محدودی که میان وبلاگ .این پست رو بخونن و ما رو به نوعی حلال کنن(البته بعید میدونم کسی منو حلال کنه).ما گفتیم ادب و احترام رو به جا بیاریم و از همه تقاضای حلالیت داشته باشیم و از این طریق عزیزان خودمو به خدای متعال بسپارم.دیگه حالا هر چی شد .شد دیگه.چون احترام بقیه رو نگه داشتن خیلی برام مهمه.حالا دیگه هر کی عقیده و خط مشی خاصه خودشو داره.و با دید خودش به این موضوع نگاه میکنه.به هر حال اگه بدی از ما دیدید ما رو ببخشید دیگه.انشالله بهتون خوش بگذره و تو این مدت همدیگه رو فراموش نکنید .و بچه های خوبی باشید.خیله خب خداحافظ همگیتون.دوستون دارم.به امید دیدار

یونس حسن پور