وارد سایت دانشکده شدم و سمت راست نشستم. Ctr+Alt|+delet را باهم فشار دادم.صبح قبل از اینکه بیایم دانشگاه،زحمت انتخاب واحد را انداخته بودم روی دوش یکی از بچه های خوابگاهی.فقط  تاییدیه و برنامه کلاسی را چک کردم و در جستجوی 2 واحد عمومی مناسب بودم. و همینطور پرتال گردی می کردم.

یک پسر در ردیف جلویی ام نشست؛ Ctr+Alt|+delet را با هم فشار داد ولی هیچگاه موفق نشد user & pass را وارد کند.

خانم مهندسِ سایت به طرف پسر دانشجو رفت و بعد از کمی صحبت، با دست، سمت چپ را نشانش داد.از صدای پسر فقط همینقدر شنیدم که با تاسف گفت:"فکر نکنم تاثیری داشته باشه"

سرم را بالا گرفتم؛ چشمم افتاد به ستون وسط؛ به بالای ستون وسط؛ جایی که دست هیچ کس به آن نمی رسید.

با خط خیلی ریز نوشته بود: اینترنت کارشناسی خواهران (فلش به سمت راست) اینترنت کارشناسی برادران (فلش به سمت چپ)

فهمیدم که دیگر سمت راست جای من نیست و باید فورا آنجا را به مقصد سمت چپ ترک کنم؛ Ctr+Alt|+delet را نگه داشتم و با انگشت اشاره روی کلید Enter کوبیدم؛ صدای کلید خیلی بلند شد.

خانم مهندس به طرفم آمد. می خواستم سیستم را log off  کنم اما ظاهرا قفلش کرده بودم. خانم مهندس با احترام گفت:"البته الان چون طرف آقایون جای خالی نیست، شما می تونین همینجا بشینین اگه می خواین انتخاب واحد کنین". تشکر کردم و به کارم ادامه داد. دروس ارائه شده ترم، بعد دانشکده الهیات و معارف اسلامی و بعد گروه معارف اسلامی؛ فهرست دروس عمومی را مرور کردم ؛ اندیشه اسلامی 1 مبداء و معاد، اندیشه اسلامی 2 نبوت و امامت، اخلاق اسلامی و.... من غرق بودم در اسلام. باخودم می گویم خدارا شکر که دیگر از این پس، همه ی ما غرق در اسلام خواهیم شد و خدا را شکر تر که در این میان سایت ما از همه جا اسلامی تر شده است آخر حتی خانم مهندس هم چادری شده بود.